الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

38

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

كند . فرمود : به من خبر رسيده است كه تو در رثاى حسين عليه السّلام شعر مىگويى و نيكو مىگويى ؟ گفت : آرى خدا مرا فداى تو كند . فرمود : بگوى . پس من شعر براى او خواندم و او بگريست و كسانى كه گرد او بودند بگريستند و اشكها بر روى و محاسن آن حضرت جارى شد . آنگاه گفت : اى جعفر سوگند به خدا كه فرشتگان حاضر بودند و سخن تو را دربارهء حسين عليه السّلام مىشنيدند و بگريستند چنان كه ما گريستيم و بيشتر هم . و به تحقيق خداوند در اين ساعت بر تو بهشت را واجب گردانيد و تو را آمرزيد . اى جعفر آيا بيش از اين بگويم ؟ گفت : بلى اى سيد من . فرمود : هيچ كس نيست كه دربارهء حسين عليه السّلام شعرى بگويد و بگريد و بگرياند مگر اينكه خداوند بهشت را بر او واجب گرداند و او را بيامرزد » . ( 1 ) حديث پانزدهم و به سند متّصل از شيخ صدوق از ابن مسرور از ابن عامر از عمّش از ابراهيم بن ابى محمود كه گفت : « حضرت امام رضا عليه السّلام فرمود كه : محرّم ماهى است كه مردم جاهليت جنگ را در آن حرام مىدانستند خون ما در آن ماه حلال شمرده شد و حرمت ما هتك شد و فرزندان و زنان ما اسير شدند و آتش در خيام ما افروخته گشت و هر چه در آنها بود به تاراج رفت و حرمت رسول خدا را دربارهء ما مراعات نكردند ، روز كشته شدن حسين عليه السّلام چشمان ما را آزرده كرد و اشكهاى ما را روان ساخت ، عزيز ما در زمين كربلا خوار شد و اندوه و بلا نصيب ما گشت تا روز معيّن ؛ پس گريه كنندگان بايد بر حسين عليه السّلام گريه كنند براى اينكه گريه بر او گناهان بزرگ را مىريزد . آنگاه گفت : چون ماه محرّم مىشد پدرم را خندان نمىديدند و اندوه بر وى غالب بود تا ده روز مىگذشت و چون روز دهم مىشد آن روز روز مصيبت و اندوه و گريهء او بود و مىگفت : اين روزى است كه حسين عليه السّلام در آن روز كشته شد » . ( 2 ) حديث شانزدهم به سند متّصل از شيخ صدوق - عطّر اللّه مرقده - از طالقانى از احمد همدانى از على بن حسن فضال از پدرش از حضرت رضا عليه السّلام فرمود كه : « هر كس ترك كند سعى در قضاى حوائج خود را در روز عاشورا خداوند حوائج دنيا و آخرت او را بر آورد و هر كس روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريهء او باشد خداوند روز قيامت را روز شادى و سرور او